تبليغاتX
محکوم نکن
محکوم نکن

باز هم نفرت.. باز هم توهین باز هم عقده گشایی.

اصلا دلم نمی خواست و نمی خواهد وارد این بازی مسخره ای که دراین به اصطلاح

مجله دگر باشان ایرانی در توهین به ترنسها از طرف گی ها انجام می شود درگیر بشوم اما انقدر از خواندن مطلب

"ما گی ها" اعصابم بهم ریخت که نتونستم جلوی نوشتن خودمو حد اقل  برای فرار از این تنش روانی که نویسنده این مقاله ایجاد کرده بگیرم..نویسنده این مقاله بای سکشوال ها را همجنسباز نامیده است. من اطلاعات چندانی راجع به بایسکشوال ها ندارم اما حد اقل می دانم که بسیاری از همجنسگرایان همجنسبازی را واژه ای که بار منفی دارد می دانند. در فیلم کوهستان بروکبک ما با دو مرد بایسکشوال طرفیم که هر دو با زنانی ازدواج می کنند اما

در فیلم شاهد عشقی زیبا بین دومرد بازیگر اصلی داستان و فیلم هستیم  که عشقی پنهانی وجود هر دوی آنها را می سوزاند  اما شرایط اجتماعی.. دردناکانه فرصت با هم بودن را از آنان میگیرد پس نویسنده حق ندارد با لحن کوچه بازاری احساس و تمایل آنها را زیر سوال ببردو آنان را افرد بیماری بداند که فکر پایین تنه اشان هستند

چگونه توقع درک شدن داری وقتی یکی از گروهای غیر دگر جنسگرا را دقیقا مثل همان به قول خودت عوام و کوچه بازاری ها  داری به اصطلاح به نقد می کشی نمیدانم چرا در مورد  تعریف بای سکشوالها و ترنسها از کلماتی مانند به" قول عوام زیاد" استفاده کرده ای..  به قول عوام بایسکشوالها ها هم با دختر حال می کنند هم با پسر!. به قول عوام ترنسها یا همان اواها!! سعی در تقلید از جنس مخالف خود می کنند! جالبی این به اصطلاح مقاله در اینجاست که وقتی می خواهد تعریفی از گی ها ارائه بدهد دیگر به اظهارات سخیف و عوامانه همان عوام   دیگرتوجه و استناد  نمی کند! بلکه اینبار با لحن یک جنتلمن ظاهر می شود و سعی می کند با عادی خواندن (انگارسایر گروههای دگر باش را غیر عادی می داند)گی ها

بگوید که مقوله گی ها از ترنسها و بای سکشوالها جداست وگی ها افرادی عادی و تحصیلکرده و متشخص هستند که صاحب مناصب و پستهای بالای اداری و اجتماعی هستند.. گویا برای نویسنده مقاله داشتن پستهای اداری نشانی از فرادست بودن و انسانیت است در حالیکه بسیاری از دگر جنسگرایان دنیا که پستهای اداری بسیار بالاتری هم دارند  در مقوله فهم دگر باشی مانند یک فاشیست رفتارمی کنند. حالا میرسیم به مبحث ترنسها .من به عنوان یک ترنس در نگاه و گفتمان و ادبیات نوشتاری نویسنده مقاله تنها وتنها نگاه یک مرد دگر جنسگرای که با دید عوام به گروه ترنسها می نگرد مواجه شدم که کاملا نشان از پایین بودن سطح دانش و فهم نویسنده از مقوله ترنس سکسوآلیسم داردو به طور عمدی سعی در تحقیر ترنسها می نماید اگر بخواهیم با خوشبینی بپذیریم که نویسنده در ابتدای تعریف از گروه ترنسها از زبان عوام آنها را اوا خواهر می خواند چرا در ادامه به اصطلاح مقاله اش صراحتا و از زبان  خودش با بی شرمی آنها را اوا هرزه و کونی خطاب می کند.. و در نوشته اش و از زبان خودش

با همان لحن عوامانه و از زبان خودش می گوید که ترنسها با نوع اوا حرف زدنشون! و اینکه اکثر افراد عادی جامعه

 اونها رو افراد هرزه می شناسند! نشون میده که یک گی عامی به مفهوم مطلق کلمه است برای روشن شدن مطلب باید بگویم

ترنسها برای به اصطلاح احترامی که اینچنین خفت بار برای ترنسها قائلی نیازی ندارند.. برای بالا بردن سطح دانشتان باید بگویم ترنیها از جنس مخالف خود تقلید نمی کنند بلکه آنها احساس می کنند همان جنس مخالفند که در بدنی اشتباهی به دنیاآمده اند اگر ناراحت نمیشوی که البته حق هم نداری بشوی چون هرچه دل تنگت خواسته بگویدنثار ترنسها کرده ای.. باید بگویم که در صحبتهایی که با اکثر دگر جنسگرایانی که با انها سرو کار داشته ام به من می گویند شما ها حساب خودتان را از این گی ها جدا بدانید وقتی با مردی که حتی موضوع تغییر جنسیتم را به او می گویم در هنگام همخوابگی به من می گوید از صد تا دختر بهتری و با کلمات محبت امیزی که معمولا نثار زنانی که برایشان ارزش دارند مرا خطاب می کند کلماتی مانند عسلم.. خانومی و از این قبیل.. راستی

گی ها  اگر احساساتشان به هم گل کند چگونه همدیگر را خطاب میکنند نویسنده مقاله فوق می می گوید گی ها در درونشان از احساس مردانگیشان رضایت دارند پس شاید بشود حدس زد  در هنگام سکس کلماتی مانند ک ی ر  ک ل ف ت من

یا "عجب ک ون ی" را بکار می گیرند..چون ترنس نبوده ای پس بجای آنها و احساساتی که داشته و دارند حرف نزن و اظهار نظر نکن.. این درست است که ترنیها موجوداتی بشدت احساساتی و رمانتیک هستند اما حس مفعول بودن متعلق به گی هاست.. یک ترنس وقتی جراحی کند در هنگام سکس با یک مرد پشتش  مانند یک گی به سمت مرد نسیت تا احساس مفعولیت به او دست دهد احساسی که در این لحظه یعنی سکس از طریق واژن به یک ترنی دست میدهد آنقدر دلچسب و عاشقانه است که اصلا با سکس حیوانی از پشت قابل مقایسه نیست ..فرصت و احساس

متفاوت و روحانی که گی ها هیچوقت آنرا تجربه نخواهند کرد.. یکی از دوستان ترنسم که تغییر جنسیت داده در یک اداره کار می کند و شغل خوبی هم دارد و با آنکه همکارانش موضوع او را می دانند  نهایت احترام را به او می گذارند.. دوست دیگرم که ترنس است و تغییر جنسیت داده در کشور آلمان شاغل است و با یک مهندس آلمانی ازدواج کرده

آقای نویسنده سعی کن از دید عوام مقاله ننویسی.روشنک.

(متاسفانه یادم نیست که این مطلب رو از کجا برداشتم.با عرض پوزش از سایت یا بلاگی که من بدون درج نام اون این مطلب رو گذاشتم.)

(اگر لحن این پست کمی تند یا بی ادبانه به نظر میرسه شما خوانندگان عزیز به بزرگواریه خودتان ببخشید و من را عفو بفرمایید)

+ نوشته شده در  87/08/25ساعت 23:18  توسط هم.ج.گ  | 

 

خدمات وبلاگ نويسان-بهاربيست